شجره طیبه بسیج


صبح امروز رهبر انقلاب اسلامی ، امام خامنه ای مدظله العالی در حضور جمعی از بسیجیان

 

پنج سرفصل مهم باید در برنامه ریزیها و رویه سازیهای بسیج مورد توجه جدی قرار بگیرند و آن ها عبارتند از ؛


1.توجه به بصیرت در تشخیص مسیر حق و باطل

2.گسترده بودن دایره بسیج و جناحی نبودن آن

3.هم افزایی لایه های مختلف بسیج

4.مظهر مردم سالاری دینی و اسلامی بودن بسیج

5.لزوم تشکیل هیأت های اندیشه ورز در دو سطح رأس و بدنه بسیج و همچنین ایجاد هیأت های رصد گر


ایشان، این پنج فصل را برای تکامل و ثمردهی مداوم شجره طیبه بسیج ضروری دانستند.

و تأکید کردند:

این سرفصل ها، ناظر به عمل و واقعیت است و باید با برنامه ریزی دقیق، به مرحله اجرا درآیند .

 

بسیج

 

وظیفه این هیأت های اندیشه ورز در لایه های مختلف بسیج:

طراحی برای مأموریتهای مختلف اعم از جنگ سخت و جنگ نرم، و سازندگی و خدمات رسانی است.

 

وظیفه ی هیأت های رصدگر :

مأموریت آنها مراقبت از نفوذ نکردن ویروس ها و مورد آسیب قرار نگرفتن سازمان بسیج است.

 

منبع: http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=34977

  • 5 stars
    نظر از: صحیفه
    1395/09/16 @ 08:37:15 ب.ظ

    صحیفه [عضو] 

    سلام …
    ممنون از مطلب خوبتون

    نبودم یه مدت … حالا برگشتم … فقط یه کم تنها …
    بازم بهم سر بزنید … خوشحال می شم

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

خاطره ی پیاده روی اربعین 94

پاهام رمق نداشت و قدم هایم توانِ رفتن . صدای کشیده شدن ته کفشم شنیده می شد شروع کردم به غر زدن و از پدرم خواستم تا بقیه ی راه را با ماشین بریم اما پدرم قبول نکرد می گفت ما عمود هزار را پشت سر گذاشتیم حیف هستش بیشتر مقاومت داشته باش به یاد کاروان اسرا باش تا بتوانی در این راه صبر داشته باشی حرف های پدرم به دلم نشست اما توان بدنی نداشتم همینطور که به سختی دربین مردم حرکت می کردم دعا کردم گفتم خدایا خودت این خستگی را از تن من بیرون کن ، هنوز چند ثانیه ای نگذشته بود که از پشت سر صدای بلند یک جوانی را شنیدم که با تحکم و رسایی گفت یاحسین و جمعیت با او هم صدا شدند بار دوم که فاصله جوان به من نزدیک تر شده بودگفت یاااا حسین و جمعیت نیز تکرار کردند برای بار سوم جوان  دقیقا با من یک گام بیشتر فاصله نداشت و پشت سرمن بلند صدا زد یاااااااااااااحسین با این صدا بدن من شروع به لرزش کرد طوری که حال من دگرگون شده بود حال عجیب و معنوی بهم دست داده بود لرزش بدنم چند ثانیه ای طول کشید و بعد از آن من دیگه خسته نبودم دقیقا متوجه شدم که آثاری از خستگی مفرط در من وجود نداشت و با شنیدن صدای یاحسین از بدن من رفته بود.

پیاده روی اربعین سال 94

 عکس و متن: مهزیار

 

  • نظر از: Dokhte Beheshti
    1395/09/14 @ 08:42:24 ق.ظ

    Dokhte Beheshti [عضو] 

    چه قشنگ بود دوست خوبم

  • 4 stars
    پاسخ از: معصومه ورمزيار
    1396/05/14 @ 01:11:36 ب.ظ

     

    سلام ممنونم نظر لطف شماست

  • نظر از: رحیمی
    1395/09/10 @ 09:10:06 ب.ظ

    رحیمی [عضو] 

    امان نداد مرا این غم و به جان افتاد
    میان سینه ام این درد بی امان افتاد
    به راه روی زمین می نشینم و خیزم
    نمانده چاره که آتش به استخوان افتاد
    چنان به سینه ی خود چنگ می زنم از آه
    که شعله بر پر و بال کبوتران افتاد
    کشیده ام به سر خود عبا و می گویم
    بیا جواد که بابایت از توان افتاد
    بیا جواد که از زخمِ زهر می پیچد
    شبیه عمه اش از پا نفس زنان افتاد
    شبیه دخترکی که پس از پدر کارش
    به خارهای بیابان به خیزران افتاد
    به روی ناقه ی عریان نشسته ، خوابیده
    وغرق خواب پدر بود ناگهان افتاد
    گرفت پهلوی خود را میان شب ناگاه
    نگاه او به رخ مادری کمان افتاد
    دوید بر سر دامان نشست خوابش برد
    که زجر آمد و چشمش به نیمه جان افتاد
    رسید زجر دوباره عزای کوچه شد و
    به هر دو گونه ی زهرا ترین نشان افتاد
    رسید زجر و پی خود دوان دوانش بُرد
    که کار پنجه ی زبری به گیسوان افتاد
    به کاروان نرسیده نفس نفس می زد
    به خارهای شکسته کشان کشان افتاد
    دوباره ناله ای آمد عمو به دادم رس
    دوباره رأس اباالفضل از سنان افتاد
    شعر از حسن لطفی
    دوست عزیزم معصومه جان
    شهادت مولای غریبان بر شما تسلیت باد…

  • 5 stars
    نظر از: حکیمه سپاهان شهر
    1395/08/29 @ 10:59:23 ب.ظ

    حکیمه سپاهان شهر [عضو] 

    سلام دوستم
    خیلی خیلی التماس دعا
    ما که امسال هم ازکاروان عاشان جاماندیم

  • 5 stars
    پاسخ از: معصومه ورمزيار
    1396/05/14 @ 01:12:14 ب.ظ

     

    سلام
    محتاجیم به دعا

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

میاد خاطراتم جلوی چشام

 

 

پیاده روی اربعین حسینی سال 1394

نجف

   

...

 

موکب نجف  

پیاده روی اربعین

 

پیاده روی اربعین  

پیاده روی اربعین  

  پیاده روی اربعین سال 94

 

پیاده روی اربعین سال 94

 

پیاده روی اربعین سال 94

 

پیاده روی اربعین

 

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

داستان تشکیل شدن حوزه ی علمیه قم

آیت الله حائری در نجف بودند که این خاطره را با یک واسطه آیت الله اراکی بیان کردند که وقتی من در نجف بودم و تحصیل می کردم خواب دیدم که فردی در خواب گفت که شما 10 روز بیشتتر مهلت نداری و بعد از این مدت عمرت به پایان می رسد. روز دهم روز جمعه ای بود که همراه دوستان به باغی رفتیم درحالی که خواب را فراموش کرده بودم و در آن باغ کم کم من تب و لرز گرفتم و با گذر زمان بیشتر شد طوری که روی پایم نمی توانستم بمانم دوستانم ما را به شهر رساندند و وقتی وارد منزل شدم توانی نداشتم و من را روبه قبله گذاشتند در حالت موت بودم یکدفعه دیدم سقف منزل شکافته شد و عزرائیل آمد تا جان مرا بگیرد در همین لحظه متوسل شدم به امام حسین علیه السلام و گفتم پروردگارا اگر جان مرا می خواهی بگیری دستم خالی است و عملی برای آخرت انجام ندادم و به من مهلت دهید که با دست پر بیایم سپس من شفا گرفتم .
از آن تاریخ به بعد آقای حائری هر روز قبل از تدریس ابتدا روضه ی امام حسین علیه السلام را می خواندند و سپس درس را شروع می کردند. بعد از مدتی آیت الله حائری از نجف به قم می آیند و حوزه ی علمیه ی قم را تأسیس می نمایند. توسل به امام حسین علیه السلام باعث می شود که حوزه ی علمیه ی قم شکل بگیرد تا در عرصه ی جهانی وارد عمل شود.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

اثبات وجود حضرت رقیه سلام الله علیه

گزارش الایقاد

چند سال بعد واعظ ما سید محمد علی شاه عبدالعظیم (م1334 ق) در کتاب الایقا (ظاهرا برای نخستین بار با صراحت نام کودک را رقیه و سن او را 3 ساله آورد. متن نوشته او این است حسین علیه السلام دختر کوچکی داشت که او را دوست می داشت و او هم امام علیه السلام را دوست داشت گفته شده که نام وی رقیه بود ، سه سال داشت و در شام در میان اسیران بود.


منبع: شهادت نام امام حسین علیه السلام بر پایه منابع معتبر ، ج1 ، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، چاپ اول 1391، ص 166

  • 5 stars
    نظر از: صبا ملکوتی
    1395/08/16 @ 09:47:13 ب.ظ

    صبا ملکوتی [عضو] 

    از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد

    و آن طشت را ز خون جگر باغ لاله کرد

    خونی که خورده در همه عمر از گلو بریخت

    خود را تهی زخون دل چند ساله کرد

    زینب درید معجر و آه از جگر کشید

    کلثوم زد به سینه و از درد ، ناله کرد

    هر خواهری که بود ، روان کرد سیل خون

    هر دختری که بود ، پریشان کُلاله کرد

    هفتم صفر ، سالروز شهادت امام حسن مجتبي عليه السلام بر شما تسليت باد !
    التماس دعا !
    .

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

امروز ، در سال 61 ه.ق چه اتفاقی افتاد؟؟

 

بعد از 10 روز از واقعه عاشورا جمعی از قبیله «بنی اسد» پیکر پیرمردی را  در سرزمین کربلا یافتند که صورتش منور و بویش معطر بود!


و اینک بخوانید شرح کامل این واقعه و داستان آن نورانیت و بوی خوش را


...

بعد از 10 روز از واقعه عاشورا جمعی از قبیله «بنی اسد» بدن شریف “جون” غلام ابوذر غفاری را پیدا کردند در حالی که صورتش نورانی و بدنش معطر بود و سپس او را دفن کردند.

«جون» کسی بود که امیرالمومنین(علیه السلام) او را به 150 دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامی که ابوذر را به منطقه «ربذه» تبعید کردند این غلام برای کمک به او به آن‌جا رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت کرد و در خدمت امیرالمومنین(علیه السلام) بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبی(علیه السلام) و سپس به خدمت امام حسین(علیه السلام) رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مکه و از مکه به کربلا آمد.

هنگامی که جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین(علیه السلام) آمد و برای میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست.

حضرت فرمودند: در این سفر به امید عافیت و سلامتی همراه ما بودی، اکنون خویشتن را به خاطر ما مبتلا مساز.

«جون» خود را بر قدم‌های مبارک امام حسین(علیه السلام) انداخت و بوسید و گفت: ای پسر رسول خدا، هنگامی که شما در راحتی و آسایش بودید من کاسه‌لیس شما بودم و حال که به بلا گرفتار هستید شما را رها کنم؟

«جون» با خود فکر کرد: من کجا و این خاندان کجا؟! بنابراین گفت: آقای من، بوی من بد است و شرافت خانوادگی هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است. یا اباعبدالله، لطف فرموده مرا بهشتی نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگی به دست آورم و رو سفید شوم. نه آقای من، از شما جدا نمی‌شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون می‌گفت و گریه می‌کرد به حدی که امام حسین(علیه السلام) گریستند و اجازه دادند.

با آن‌که جون پیرمردی 90 ساله بود، ولی بچه‌ها در حرم با او انس فراوانی داشتند. او به کنار خیمه‌ها برای خداحافظی و طلب حلالیت آمد، که صدای گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هر یک را به زبانی ساکت کرد و به خیمه‌ها فرستاد و مانند شیری غضبناک روی به آن قوم ناپاک کرد. او جنگ نمایانی کرد، تا آن‌که اطراف او را گرفتند و زخم‌های فراوانی به او وارد کردند.

هنگامی که روی زمین افتاد، امام حسین(علیه السلام) سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست و دست مبارک خود را بر سر و صورت جون کشید و فرمود: « بارالها، رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت (علیهم السلام) محشورش نما».از برکت دعای حضرت، روی غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوی عطر از وی به مشام رسید. چنان‌که وقتی بدن او را بعد از 10 روز پیدا کردند صورتش منور و بویش معطر بود.

منبع: shia-news.com

  • 5 stars
    نظر از: the best mind
    1395/08/03 @ 05:17:52 ب.ظ

    the best mind [عضو] 

    سلام خواهر گلم
    از مطالب وبلاگتون بسیار استفاده کردم ولذت بردم
    خداقوت
    خوشحال میشم سری هم به وبلاگ بنده بزنید
    در پناه حق…

  • 5 stars
    پاسخ از: معصومه ورمزيار
    1395/08/03 @ 09:27:53 ب.ظ

     

    سلام
    از لطف شما سپاس

  • نظر از: كوثر
    1395/08/02 @ 05:04:47 ب.ظ

    كوثر [عضو] 

    با سلام و تشکر از نظرتون….
    مطلب زیبایی بود موفق باشید
    شادی روح یاران امام حسین(ع)صلوات

  • 5 stars
    پاسخ از: معصومه ورمزيار
    1395/08/02 @ 11:39:02 ب.ظ

     

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

  • نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر
    1395/08/01 @ 10:30:54 ق.ظ

    مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 

    بسیار خواندنی بود

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

تلظی

 

تَلَظی چیست؟

 

زبانه زدن آتش*

 

زمانی که ماهی از آب دور می شود
اندک زمانی که می گذرد
دهانش را باز و بسته میکند
دیگر نایی برای جان دادن ندارد
نیرویش کم شده
آن زمان هم اگر به ماهی بیچاره آب دهی باز هم می میرد.**

 

یکی از روحانیون اهل منبر نقل نموده است: روزی در مجلس روضه ی مرحوم آیت الله مروارید (ره) هنگام ذکر مصیبت روضه حضرت علی اصغر (ع) را خواندم و در آن به این جمله ی سیدالشهدا علیه السلام  اشاره کردم که فرمودند:

“یاقوم! اما ترونه کیف یتلظی عطشا !”

من طبق برداشت مشهور معنا کردم که ای قوم! او را نمی بینید که چگونه از عطش لب های خود را مانند ماهی باز و بسته می کند. روضه که تموم شد خدمت حاج آقا نشسته بودم فرمودند:

تلظی، معنای دیگرش آتش گرفتن است.

یعنی حضرت فرموده باشند: ببینید او را که چگونه از عطش آتش گرفته است. 

( مشق عزا-مجلس هفتم-ص34 )

***


دانلود

تلظی نکن جان بابا …………حاج میثم مطیعی

...

 

منابع :

* : vajehyab.com

** : tebyan.net

*** : aghigh.ir

 

 

  • 5 stars
    نظر از: صبا ملکوتی
    1395/08/06 @ 04:42:01 ق.ظ

    صبا ملکوتی [عضو] 

    هم به گردن هم به تن دارد نشانه
    جای زنجیر است و جای تازیانه !

    سالروز شهادت زین العباد ، حضرت سجّاد علیه السلام بر شما تسلیت باد !

  • نظر از: صبا ملکوتی
    1395/08/04 @ 01:40:28 ق.ظ

    صبا ملکوتی [عضو] 

    فرصت دهيد گريه كند بي صدا ، فرات

    با تشنگان بگويد از آن ماجرا ، فرات

    گيرم فرات بگذرد از خاك كربلا

    باور مكن كه بگذرد از كربلا ، فرات

    با چشم اهل راز نگاهي اگر كنيد

    در بر گرفته مويه كنان مشك را فرات

    چشم فرات در ره او اشك بود و اشك

    زان گونه اشك ها كه مرا هست با فرات

    حالي به داغ تازه ي خود گريه مي كني

    تا مي رسي به مرقد عباس ، يا فرات

    از بس كه تير بود و سنان بود و نيزه بود

    هفتاد حجله بسته شد از خيمه تا فرات

    از طفل آب ، خجلت بسيار مي كشم

    آن يوسفم كه ناز خريدار مي كشم

    « علیرضا قزوه »

  • نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر
    1395/07/30 @ 10:25:25 ب.ظ

    مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 

    آموزنده بود

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

...باید بتوانید تحلیل کنید...


یکی از توصیه های رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار نخبگان علمی  کشور این بود که؛ 


باید بتوانید تحلیل کنید مسائل سیاسی منطقه و کشور را

 

منبع :khamenei.ir

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

تسلیت به جامعه ی وبلاگ نویسان کوثربلاگ

مدیر محترم ، آقای کیانی

و

پشتیبانی محترم ،سرکار خانم ز.جمالی

و

اعضای محترم کوثربلاگ

 

درگذشت مدیر محترم وبلاگ شفق را به شما عزیزان تسلیت گفته و از خداوند منّان علو درجات را برای آن طلبه ی سنگر فضای مجازی ،خواستاریم.

 

  • 5 stars
    نظر از: معصومه ورمزيار
    1395/07/29 @ 04:04:12 ب.ظ

     

    سلام
    از حضور تک تک شما سپاس گزارم

  • نظر از: پشتیبانی کوثر بلاگ
    1395/07/29 @ 01:04:48 ب.ظ

    پشتیبانی کوثر بلاگ [عضو] 

    با سلام و احترام
    واقعا غم انگیز بود. از خداوند منان برای این استاد و وبلاگ نویس محترم و عزیز،طلب رحمت و مغفرت و برای بازماندگان پاداش صابران مسئلت داریم.
    از توجه شما متشکریم
    موفق باشید.

  • 5 stars
    درخشان
    نظر از: درخشان
    1395/07/29 @ 10:31:39 ق.ظ

    درخشان [عضو] 

    سلام…
    چه کار شایسته ای…
    روحشون قرین رحمت الهی…

  • نظر از: مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر
    1395/07/27 @ 08:09:06 ق.ظ

    مرکز تخصصی تفسیر شاهین شهر [عضو] 

    روحش شاد

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

چرا اقامه ی عزای امام حسین علیه السلام مهم است؟

 

…امروز، حتی در میدان پر خروش عزای سیدالشهدا، هدف جنگ نرم و پنهان دشمن، این است که مردم را از عرصه‌ی جهاد و مقاومت دور کنند؛

مردم را نسبت به آرمان‌ها بی‌تفاوت کنند؛

همه چیز را با احساسات سطحی و عشقی پر کنند،

و «حسین» و «عباس» و «زینب» و «علی اکبر» و «علی اصغر» و «رقیه» و «مسلم» علیهم‌السلام را در همان عمق تاریخ به مثابه اسطوره‌هایی همچون سایر اسطوره‌ها مدفون سازند.

نگذارند،آن اثر تاریخ‌ساز خود را، در «محرم همین امسال» به جای بگذارند.

«تبلیغات وسیعی که میلیاردها دارند خرجش می‌کنند، با این هدف انجام می‌گیرد که ملّت ایران را که با مقاومت خود، با ایستادگی خود، توانسته قدرت‌های جهانی را، سلطه‌های بزرگ را در بسیاری از خواسته‌هایشان ناکام بگذارد، مأیوس کنند، و از صحنه خارج کنند؛ هدف این است.

حتی، اگر فشار اقتصادی هم می‌آورند، هدف این است؛ اگر فشار سیاسی هم می‌آورند، هدف این است؛ اگر فشار امنیّتی هم می‌آورند، هدف این است… .

هدف، تصرّف فضای فکری و روحی کشور است؛

اگر کار اقتصادی می‌کنند به این نیّت است؛ اگر کار امنیّتی می‌کنند، کار روانی می‌کنند، از فضای مجازی استفاده می‌کنند، از ماهواره استفاده می‌کنند، از رادیوها و تلویزیون‌ها استفاده می‌کنند، از مبلّغان دهان‌به‌مزد و سخن‌به‌مزد در اطراف دنیا استفاده می‌کنند، همه با این هدف است.

خب، در یک چنین شرایطی آن چیزی که می‌تواند ملّت را سَر پا نگه دارد، در آن‌ها شوق و طراوت به وجود بیاورد، یاد شهدا است».

یاد فلسفه شهادت شهدای دیروز در کربلا، و شهدای امروز در شلمچه و فوعه و کفریا.

 

نویسنده: دکتر حامد حاجی حیدری

منبع: khamenei.ir

 

  • 5 stars
    درخشان
    نظر از: درخشان
    1395/07/29 @ 10:30:01 ق.ظ

    درخشان [عضو] 

    سلام…
    مطلبتون رو خوندم.. خیلی عالی بود…
    از اینکه به اعتلای فرهنگ شهادت می پردازید ممنونم.

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

آسیب شناسی شام غریبان امام حسین علیه السلام


چند سال است که عزاداری شب شام غریبان به تفریح تبدیل شده

بله تفریح ! مردم در کنار سقاخانه هایی که در خیابان بنا شده جمع می شوند اکثر این مکان ها در کنار پارک ها هستند که تجمع مردم در آن جا راحت تر است و کودکانشان به بازی و سرگرمی می پردازند و والدین نیز به نشستن در صندلی های پارک و خوردن چای می پردازند. آیا می شود نام این را عزاداری گذاشت آیا به این سبک می شود به کودکانمان درس صبر و استقامت زینبی که در این شب به اوج خود می رسد را تفهیم کرد؟! آیا تجمع در کنار سقاخانه ها و نوشیدن چای شده رسم ما؟!

ریشه ی این مشکل کجاست؟

اساس این رسمی که چند سال است در میان فرهنگ عاشورایی ما شکل گرفته فقط در یک چیز است و آن نیز وجود سقاخانه ها است.

و چه ارگانی به این سقاخانه ها اجازه ی ساخت می دهد؟!

؟

؟


نویسنده:مهزیار

  • 5 stars
    نظر از: رحیمی
    1395/08/02 @ 06:55:26 ب.ظ

    رحیمی [عضو] 

    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا زَیْنَ الْعابِدِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا زَیْنَ الْمُتَهَجّـِدِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اِمامَ الْمُتَّقِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَلِیَّ الْمُسْلِمِینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا …

    من دیده ام آنچه را که دیدن سخت است
    دیدن نه همین بلکه شنیدن سخت است

    هفتاد و دو تن ز بهترین یاران را
    دیدن به زمین و دل بریدن سخت است

    بار غل و زنجیر چهل منزل راه
    با پیکر تبدار کشیدن سخت است

    جانبخش بود صداى قرآن اما
    از راس پدر به نى شنیدن سخت است

    اى کاش نمى زاد مرا مادر من
    دردا که چه آورد قضا بر سر من

    یا علی علیه السلام

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.

ashura 2016 / عاشورا ی 95 در ازنا

عزاداری عاشورا در شهرستان ازنا واقع در استان لرستان

عاشورای 95 ازناعاشورای 95 ازنا  عاشورای 95 ازنا

مردم شهرستان ازنا مانند دیگر شیعیان هرساله این روز را به عزاداری می پردازند.

عکس: مهزیار

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.